غرض اساسی دانش فیزیک تعریف تک تک پدیدههای طبیعی قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده برای انسان، به وسیله سبکهای ریاضی (به اصطلاح مقداری کردن طبیعت) میباشد. تا پیش از قرن بیستم، با تیمبندی پدیدههای قابل مشاهده تا آن روز، فرض بر این بود که طبیعت از ذرات دنیوی تشکیلشدهمیباشد و تک تک پدیدهها به واسطهٔ دو نوع برهمکنش در بین ذرات (برهمکنشهای گرانشی و الکترومغناطیسی) چهره می دهند. برای تعریف این پدیدهها عقیدههای پایین به ندرت صورت گرفته و تکامل معلم خصوصی فیزیک در مشهد یافتند:
•مکانیک کلاسیک (تعریف خوی اجسامی که اندازهای بی آلایش داراهستند و با سرعتی ساده در اکنون حرکتند).
•الکترومغناطیس (تعریف خلق مواد و اجسام دارنده توشه الکتریکی).
•ترمودینامیک و مکانیک آماری (تعریف پدیدههای مربوط به گرما بر حسب کمیتهای ماکروسکوپی و یا این که میکروسکوپی).
به تک تک این عقیدهها فیزیک کلاسیک گفته می شود.
در اولِ قرن بیستم پدیدههایی مشاهده شدند که به وسیله این عقیدهها قابل تعریف نبودند.
پس از پیشرفتهای بسیار بنیادین در ربع اولیه قرن بیستم، عقیدههای فیزیکی با عقیدههای کاملتری کهاین پدیدهها را نیز تعریف میکردند جایگزین گشتند. مهمترین تغییر تحول، تشکیل دو دینامیک گوناگون برای اجسام خرد و اجسام بلندمرتبه میباشد.
زیرا دینامیک اجسام گرانقدر از نظر ساختاری و مفاهیم به دینامیک قبل قربت متعددی داراست (مغایر دینامیک اجسام ریز که ساختاری تماماً متعدد داراست) عقیدهها به دو تیم دینامیک کلاسیک اصلاح گردیده (با پایه مکانیک نیوتنی) و کوانتمی تقسیم شدند.
عقیدههای دیگری در فیزیک امروزی بهتدریج صورت تصاحب کردن که عبارت اند از:
•نسبیت عام (برهمکنش گرانشی و دینامیک اجسام بلندمرتبه).
•مکانیک کوانتمی (دینامیک اجسام ریز).
•مکانیک آماری (جنبش آماری ذرات بر مبنا دینامیک کوانتمی).
•الکترودینامیک کلاسیک (برهمکنش الکترومغناطیسی و نسبیت خاص).
ابعاد با پیدا شدن دو برهمکنش دیگر (برهمکنش هستهای کارکشته و برهمکنش هستهای ضعیف) برای فرمولبندی آن ها هم مبادرت شد. و از نسبیت خاص برای کل عقیدهها استعمال شد و تمام عقیدهها عبارت شدند از:
نسبیت عام.
مکانیک آماری.
الکترودینامیک کوانتومی QED (برهمکنش الکترومغناطیسی و دینامیک کوانتومی).
کرومودینامیک کوانتومی QCD (برهمکنش هستهای حاذق و دینامیک کوانتومی).
عقیده ضعیف کوانتومی (برهمکنش هستهای ضعیف و دینامیک کوانتمی بعداً با تلفیق با الکترودینامیک عقیده الکترو ضعیف کوانتومی را ایجاد کرد).
مجموع این عقیدهها به جز نسبیت عام از دینامیک کوانتومی استعمال مینمایند. به تیمای ازQED وQCD ونظریه ضعیف اصطلاحآ سبک استاندارد ذرات بنیادی گفته میگردد. امروزه بخش اعظمی از فیزیکدانان درپی متحد کردن چهار برهمکنش (عقیده وحدت تبارک) می باشند. ایراد مهم وارد کردن گرانش و به کارگیری از دینامیک کوانتومی برای گرانش میباشد.
عقیدههای گرانش کوانتومی و به خصوص عقیده ریسمان از مثالهای این تلاشها میباشد. همینطور بیشتر عقیدههای تازه از مفهومی به اسم میدان استعمال مینمایند که به عقیدههای میدان دارای شهرت میباشند.
غرض اساسی دانش فیزیک تعریف تک تک پدیدههای طبیعی قابل مشاهده و غیرقابل مشاهده برای انسان، به وسیله سبکهای ریاضی (به اصطلاح مقداری کردن طبیعت) میباشد. تا پیش از قرن بیستم، با تیمبندی پدیدههای قابل مشاهده تا آن روز، فرض بر این بود که طبیعت از ذرات دنیوی تشکیلشدهمیباشد و تک تک پدیدهها به واسطهٔ دو نوع برهمکنش در بین ذرات (برهمکنشهای گرانشی و الکترومغناطیسی) چهره می دهند. برای تعریف این پدیدهها عقیدههای پایین به ندرت صورت گرفته و تکامل معلم خصوصی فیزیک در مشهد یافتند:
•مکانیک کلاسیک (تعریف خوی اجسامی که اندازهای بی آلایش داراهستند و با سرعتی ساده در اکنون حرکتند).
•الکترومغناطیس (تعریف خلق مواد و اجسام دارنده توشه الکتریکی).
•ترمودینامیک و مکانیک آماری (تعریف پدیدههای مربوط به گرما بر حسب کمیتهای ماکروسکوپی و یا این که میکروسکوپی).
به تک تک این عقیدهها فیزیک کلاسیک گفته می شود.
در اولِ قرن بیستم پدیدههایی مشاهده شدند که به وسیله این عقیدهها قابل تعریف نبودند.
پس از پیشرفتهای بسیار بنیادین در ربع اولیه قرن بیستم، عقیدههای فیزیکی با عقیدههای کاملتری کهاین پدیدهها را نیز تعریف میکردند جایگزین گشتند. مهمترین تغییر تحول، تشکیل دو دینامیک گوناگون برای اجسام خرد و اجسام بلندمرتبه میباشد.
زیرا دینامیک اجسام گرانقدر از نظر ساختاری و مفاهیم به دینامیک قبل قربت متعددی داراست (مغایر دینامیک اجسام ریز که ساختاری تماماً متعدد داراست) عقیدهها به دو تیم دینامیک کلاسیک اصلاح گردیده (با پایه مکانیک نیوتنی) و کوانتمی تقسیم شدند.
عقیدههای دیگری در فیزیک امروزی بهتدریج صورت تصاحب کردن که عبارت اند از:
•نسبیت عام (برهمکنش گرانشی و دینامیک اجسام بلندمرتبه).
•مکانیک کوانتمی (دینامیک اجسام ریز).
•مکانیک آماری (جنبش آماری ذرات بر مبنا دینامیک کوانتمی).
•الکترودینامیک کلاسیک (برهمکنش الکترومغناطیسی و نسبیت خاص).
ابعاد با پیدا شدن دو برهمکنش دیگر (برهمکنش هستهای کارکشته و برهمکنش هستهای ضعیف) برای فرمولبندی آن ها هم مبادرت شد. و از نسبیت خاص برای کل عقیدهها استعمال شد و تمام عقیدهها عبارت شدند از:
نسبیت عام.
مکانیک آماری.
الکترودینامیک کوانتومی QED (برهمکنش الکترومغناطیسی و دینامیک کوانتومی).
کرومودینامیک کوانتومی QCD (برهمکنش هستهای حاذق و دینامیک کوانتومی).
عقیده ضعیف کوانتومی (برهمکنش هستهای ضعیف و دینامیک کوانتمی بعداً با تلفیق با الکترودینامیک عقیده الکترو ضعیف کوانتومی را ایجاد کرد).
مجموع این عقیدهها به جز نسبیت عام از دینامیک کوانتومی استعمال مینمایند. به تیمای ازQED وQCD ونظریه ضعیف اصطلاحآ سبک استاندارد ذرات بنیادی گفته میگردد. امروزه بخش اعظمی از فیزیکدانان درپی متحد کردن چهار برهمکنش (عقیده وحدت تبارک) می باشند. ایراد مهم وارد کردن گرانش و به کارگیری از دینامیک کوانتومی برای گرانش میباشد.
عقیدههای گرانش کوانتومی و به خصوص عقیده ریسمان از مثالهای این تلاشها میباشد. همینطور بیشتر عقیدههای تازه از مفهومی به اسم میدان استعمال مینمایند که به عقیدههای میدان دارای شهرت میباشند.

از تکان ذرات خرد تا خلق و خوی کهکشانها