چرا به حیث میرسد فیزیک نظری در ۵۰ سال قبلی «متوقف» شدهاست؟ اوایل قرن بیستم، دانش با دو انقلاب گران قدر روبهرو شد: نسبیت و مکانیک کوانتومی. این دو عقیده، بنیاد نگاه ما به حقیقت را دگرگون کردند و دنیا را در نوری جدید به ما آرم دادند. ولی از آن مجال تا به امروز، آوا گسترشها کندتر شدهاست و این سوال ذهن اکثری را سرگرم کرده: آیا فیزیک به بنبست رسیده میباشد؟ جواب بی آلایشای نیست، چون روایت بغرنجخیس از آن چیزی میباشد که به حیث معلم خصوصی فیزیک در مشهد میاید.
مسائل امروز بسیار دشوارترند
نسبیت توانست معمای تکان سیارهها را توضیح دهد و مکانیک کوانتومی پرده از سر ساختار اتمها برداشت. البته سوالهای امروز بسیار بنیادیخیس و دشوارترند: گرانش کوانتومی، ماهیت ماده و انرژی بدوننور، و تکینگیها مانند راس سیاهگودالها یا این که لحظهی بیگبنگ. این سوالها خیرصرفا به علم عمیقخیس نیاز داراهستند، بلکه ابزارهای ما یحتاج برای جواب به آنها هنوز ساخته نشده میباشد.
ریاضی ها هنوز کفاف نمیدهد
تاریخ نماد می دهد که ریاضی ها و فیزیک مدام دست در اختیار هم پیش رفتهاند. نیوتن برای توضیح مقررات طبیعت، اکانت دیفرانسیل و انتگرال را نهاد گذاشت. اینشتین برای نسبیت عام به هندسهی دیفرانسیل نیاز پیدا کرد. البته امروز، در قبال مسائلی همانند گرانش کوانتومی یا این که عقیدههای چندبعدی، شاید هنوز زبانی ریاضیاتی که بتواند آنهارا گستردن دهد به وجود نیامده باشد.
محدودیتهای آزمایشگاهی
آزمودن عقیدههای نخستینی کوانتوم یا این که نسبیت با تلسکوپها و طیفسنجیهای معمولی قابلیتپذیر بود. البته پژوهش مقیاس پلانک یا این که جستجو در بعد ها مازاد دنیا، به انرژیهایی نیاز دارااست که بسیار بالاتر از قدرت عجلهدهندههای کنونی ماست. به همین برهان، بخش اعظمی از عقیدههای نو موقتاً درحد فرضیه باقی میمانند، چون راهی برای امتحان بی واسطه آن ها نداریم.
تعدد عقیدههای حریف
امروز فیزیک نظری مالامال میباشد از عملکردهای متعدد: عقیده ریسمان، گرانش کوانتومی رینگای، ایدهی فضازمان پدیدار شونده یا این که حتی اصلاحات بر عقیدهی گرانش کلاسیک. کلیه در جستوجوی جواب به سوالهای شبیهاند، البته هیچکدام هنوز تأیید تجربی قاطعی ندارند. سود این میباشد که به مکان همگرایی، با صحنهای متفرق و تکهتکه روبهرو هستیم.
دست اندرکاران اجتماعی و پژوهشی
دانش امروز پروژهای جمعی و پرهزینه میباشد. تفحصهای گران قدر مستلزم گروههای کلان و میزان داراییهای هنگفت اند. همین ساختار منجر می شود نظام تأمین مالی و داوری علمی، مطالعههای «ایمن» و تدریجی را ترجیح دهد. از این رو، عقیدههای انقلابی و پرخطر که میتوانند مسیر دانش را تغییر و تحول دهند، اکثر وقت ها با مشقت بیشتری خط مش خویش را گشوده مینمایند.
تاریخ پراز عصرهای سکون میباشد
در حالتی که به قبلی بنگریم، میبینیم این بی سروصداها بیسوابق نیستند. بین تکثیر شغل های نیوتن در ۱۶۸۷ و انقلاب الکترومغناطیس ماکسول در نصفهی قرن نوزدهم، در حدود دو قرن سپری شد. پس شاید سکون ۵۰ یا این که ۶۰ سالهی اخیر، فقط زمانای از انتظار باشد؛ هنگامی برای مهیاسازی جهشی نو.
آیا فیزیک حقیقتاً متوقف گردیده است؟
حقیقت این میباشد که فیزیک متوقف نشده، بلکه در مرزهای علم پیش میرود. همین امروز هم شاهد دستاوردهای شگرفی در کیهانشناسی، فیزیک ذرات بنیادی، کشف امواج گرانشی، و فناوریهای کوانتومی هستیم. ولی وصال به یک عقیدهی پایانی که مکانیک کوانتومی، گرانش و کیهانشناسی را یکدست نماید، همچنان دیدهانتظار یک کشف بنیادین میباشد.
انقلاب آینده شاید مستلزم ریاضی ها نوین باشد، یا این که تستهایی نو و ابزارهایی که هنوز ساخته نشدهاند؛ یا این که شاید می بایست نگاهمان به خویش مفاهیم بنیادین اطراف، فرصت و انرژی دگرگون گردد. فیزیک بدون صدا نشده میباشد؛ فقط در شروعی تحولی دیگر ایستاده میباشد.
چرا به حیث میرسد فیزیک نظری در ۵۰ سال قبلی «متوقف» شدهاست؟ اوایل قرن بیستم، دانش با دو انقلاب گران قدر روبهرو شد: نسبیت و مکانیک کوانتومی. این دو عقیده، بنیاد نگاه ما به حقیقت را دگرگون کردند و دنیا را در نوری جدید به ما آرم دادند. ولی از آن مجال تا به امروز، آوا گسترشها کندتر شدهاست و این سوال ذهن اکثری را سرگرم کرده: آیا فیزیک به بنبست رسیده میباشد؟ جواب بی آلایشای نیست، چون روایت بغرنجخیس از آن چیزی میباشد که به حیث معلم خصوصی فیزیک در مشهد میاید.
مسائل امروز بسیار دشوارترند
نسبیت توانست معمای تکان سیارهها را توضیح دهد و مکانیک کوانتومی پرده از سر ساختار اتمها برداشت. البته سوالهای امروز بسیار بنیادیخیس و دشوارترند: گرانش کوانتومی، ماهیت ماده و انرژی بدوننور، و تکینگیها مانند راس سیاهگودالها یا این که لحظهی بیگبنگ. این سوالها خیرصرفا به علم عمیقخیس نیاز داراهستند، بلکه ابزارهای ما یحتاج برای جواب به آنها هنوز ساخته نشده میباشد.
ریاضی ها هنوز کفاف نمیدهد
تاریخ نماد می دهد که ریاضی ها و فیزیک مدام دست در اختیار هم پیش رفتهاند. نیوتن برای توضیح مقررات طبیعت، اکانت دیفرانسیل و انتگرال را نهاد گذاشت. اینشتین برای نسبیت عام به هندسهی دیفرانسیل نیاز پیدا کرد. البته امروز، در قبال مسائلی همانند گرانش کوانتومی یا این که عقیدههای چندبعدی، شاید هنوز زبانی ریاضیاتی که بتواند آنهارا گستردن دهد به وجود نیامده باشد.
محدودیتهای آزمایشگاهی
آزمودن عقیدههای نخستینی کوانتوم یا این که نسبیت با تلسکوپها و طیفسنجیهای معمولی قابلیتپذیر بود. البته پژوهش مقیاس پلانک یا این که جستجو در بعد ها مازاد دنیا، به انرژیهایی نیاز دارااست که بسیار بالاتر از قدرت عجلهدهندههای کنونی ماست. به همین برهان، بخش اعظمی از عقیدههای نو موقتاً درحد فرضیه باقی میمانند، چون راهی برای امتحان بی واسطه آن ها نداریم.
تعدد عقیدههای حریف
امروز فیزیک نظری مالامال میباشد از عملکردهای متعدد: عقیده ریسمان، گرانش کوانتومی رینگای، ایدهی فضازمان پدیدار شونده یا این که حتی اصلاحات بر عقیدهی گرانش کلاسیک. کلیه در جستوجوی جواب به سوالهای شبیهاند، البته هیچکدام هنوز تأیید تجربی قاطعی ندارند. سود این میباشد که به مکان همگرایی، با صحنهای متفرق و تکهتکه روبهرو هستیم.
دست اندرکاران اجتماعی و پژوهشی
دانش امروز پروژهای جمعی و پرهزینه میباشد. تفحصهای گران قدر مستلزم گروههای کلان و میزان داراییهای هنگفت اند. همین ساختار منجر می شود نظام تأمین مالی و داوری علمی، مطالعههای «ایمن» و تدریجی را ترجیح دهد. از این رو، عقیدههای انقلابی و پرخطر که میتوانند مسیر دانش را تغییر و تحول دهند، اکثر وقت ها با مشقت بیشتری خط مش خویش را گشوده مینمایند.
تاریخ پراز عصرهای سکون میباشد
در حالتی که به قبلی بنگریم، میبینیم این بی سروصداها بیسوابق نیستند. بین تکثیر شغل های نیوتن در ۱۶۸۷ و انقلاب الکترومغناطیس ماکسول در نصفهی قرن نوزدهم، در حدود دو قرن سپری شد. پس شاید سکون ۵۰ یا این که ۶۰ سالهی اخیر، فقط زمانای از انتظار باشد؛ هنگامی برای مهیاسازی جهشی نو.
آیا فیزیک حقیقتاً متوقف گردیده است؟
حقیقت این میباشد که فیزیک متوقف نشده، بلکه در مرزهای علم پیش میرود. همین امروز هم شاهد دستاوردهای شگرفی در کیهانشناسی، فیزیک ذرات بنیادی، کشف امواج گرانشی، و فناوریهای کوانتومی هستیم. ولی وصال به یک عقیدهی پایانی که مکانیک کوانتومی، گرانش و کیهانشناسی را یکدست نماید، همچنان دیدهانتظار یک کشف بنیادین میباشد.
انقلاب آینده شاید مستلزم ریاضی ها نوین باشد، یا این که تستهایی نو و ابزارهایی که هنوز ساخته نشدهاند؛ یا این که شاید می بایست نگاهمان به خویش مفاهیم بنیادین اطراف، فرصت و انرژی دگرگون گردد. فیزیک بدون صدا نشده میباشد؛ فقط در شروعی تحولی دیگر ایستاده میباشد.

از تکان ذرات خرد تا خلق و خوی کهکشانها