فیزیک چیست؟ فیزیک، علمی میباشد که با ساختار ماده و برهمکنش های فی مابین اجزای بنیادین تولید کنندهٔ دنیا قابل مشاهده (دنیا فیزیکی)، راز و فعالیت دارااست. به عبارت دیگر، فیزیک با تک تک جنبههای طبیعت، از سطح میکروسکوپی تا ماکروسکوپی رابطه معلم خصوصی فیزیک در مشهد داراست.
دامنهٔ فیزیک، فقط محصور به خلق و خوی شی ها در جواب به نیروهای انجام گردیده وجود ندارد، بلکه فیزیک، طبیعت و منشاء میدانهای گرانشی، الکترومغناطیسی و نیروهای هستهای را نیز آیتم رسیدگی قرار میدهد. مقصود پایانی فیزیک البته تدوین تعدادی اصل جامع میباشد که بتواند تمامیی این پدیدههای متعدد را گرد آورده و توضیح دهد.
فیزیک پایه علم ها فیزیکی میباشد. تا تعدادی قرن پیش، فیزیک و فلسفهی طبیعی به طور مشترک، برای علومی که غرض آن کشف و فرموله کردن قانون ها بنیادین طبیعت میباشد، به شغل میرفت. با بسط علم ها امروزی و تخصصی شدن بیشتر آنان، در حال حاضر فیزیک صرفا به قسمتی از علم ها فیزیکی گفته میگردد که جزو شاخههای نجوم، شیمی، زمینشناسی و مهندسی نباشد. ولی با این وجود، فیزیک نقش مهمی در تک تک علم ها طبیعی انجام مینماید و همگی این فنها، شاخههایی دارا هستند که ضوابط و اندازهگیریهای فیزیکی، نقش مهمی در آنها دارااست؛ از همین بابت، بدین فنها اسمهایی همانند اخترفیزیک، ژئوفیزیک، بیوفیزیک و حتی سرازیرفیزیک گذاشتهاند. فیزیک را میاقتدار تحت عنوان دانش ماده، تکان و انرژی تعریف و تمجید کرد. مقررات فیزیک معمولا به طور ظریف، به لهجه ریاضی ذکر می شود.
در پیشرفتٔ فیزیک ولی، هم تست و هم تئوری نقش اساسی و مکملای داراهستند. تست در واقع مشاهدهی پدیده، زیر وضعیت حتی الامکان در اختیار گرفتن شدهاست. تئوری، فرموله کردن یک چهارچوب مفهومی واحد میباشد. درحالتی که که یک عقیده، به صورت قابل اعتمادی، حاصل آزمایشاتی که در ناحیهی کاربست پذیری آن عقیده میباشد را پیش گویی نماید، تبدیل به یک ضابطه فیزیکی میگردد. ولی حتی یک ضابطه فیزیکی نیز، در حالتیکه که آزمایشاتی آن را نقض نماید، همواره در معرض تغییر تحول، اصلاح یا این که محصور شدن به یک دامنهی محصورخیس میباشد.
غرض پایانی فیزیک، یافتن تیمی ضوابط یک دستای میباشد که در فواصل خرد زیراتمی (میکروسکوپی)، در بعد ها معاش روزانهی آدم (ماکروسکوپی) و تا بلندمرتبهترین فواصل (فواصل در بین کهکشانی)، بر ماده، تکان و انرژی حکم دهنده میباشد. این غرض بلندپروازانه تا به امروز تا حد متعددی پژوهشگر گردیده است. اگرچه هنوز یک عقیدهی تماما یکدستی فیزیکی به دست نیامده میباشد و احتمالا هیچگاه به دست نیاید، ولی تا به امروز تنی چند از ضوابط بنیادین فیزیک یافت گردیدهاست که قادرند همگی پدیدههای شناخته گردیده را توجیه نمایند. بدنهی فیزیک که تا اوایل قرن بیستم بسط یافت و به عنوان فیزیک کلاسیک شناخته میشود، در جنبش اشیای ماکروسکوپی که با سرعتی کمتر از سرعت فروغ جنبش مینمایند و همینطور پدیدههایی مثل گرما، صوت، الکتریسیته، مغناطیس و نوروفروغ، تا حد متعددی دارای اعتبار میباشد. گسترشهای فیزیک امروزی در نسبیت و مکانیک کوانتوم، مقررات فیزیک کلاسیک را به سیرتکاملای اصلاح مینماید کهاین مقررات، برای سرعتهای بالا، اجسام بسیار هنگفت و اجزای بنیادین تولید کنندهی ماده مانند الکترونها، پروتونها و نوترونها، قابل به کار گیری باشد.
فیزیک چیست؟ فیزیک، علمی میباشد که با ساختار ماده و برهمکنش های فی مابین اجزای بنیادین تولید کنندهٔ دنیا قابل مشاهده (دنیا فیزیکی)، راز و فعالیت دارااست. به عبارت دیگر، فیزیک با تک تک جنبههای طبیعت، از سطح میکروسکوپی تا ماکروسکوپی رابطه معلم خصوصی فیزیک در مشهد داراست.
دامنهٔ فیزیک، فقط محصور به خلق و خوی شی ها در جواب به نیروهای انجام گردیده وجود ندارد، بلکه فیزیک، طبیعت و منشاء میدانهای گرانشی، الکترومغناطیسی و نیروهای هستهای را نیز آیتم رسیدگی قرار میدهد. مقصود پایانی فیزیک البته تدوین تعدادی اصل جامع میباشد که بتواند تمامیی این پدیدههای متعدد را گرد آورده و توضیح دهد.
فیزیک پایه علم ها فیزیکی میباشد. تا تعدادی قرن پیش، فیزیک و فلسفهی طبیعی به طور مشترک، برای علومی که غرض آن کشف و فرموله کردن قانون ها بنیادین طبیعت میباشد، به شغل میرفت. با بسط علم ها امروزی و تخصصی شدن بیشتر آنان، در حال حاضر فیزیک صرفا به قسمتی از علم ها فیزیکی گفته میگردد که جزو شاخههای نجوم، شیمی، زمینشناسی و مهندسی نباشد. ولی با این وجود، فیزیک نقش مهمی در تک تک علم ها طبیعی انجام مینماید و همگی این فنها، شاخههایی دارا هستند که ضوابط و اندازهگیریهای فیزیکی، نقش مهمی در آنها دارااست؛ از همین بابت، بدین فنها اسمهایی همانند اخترفیزیک، ژئوفیزیک، بیوفیزیک و حتی سرازیرفیزیک گذاشتهاند. فیزیک را میاقتدار تحت عنوان دانش ماده، تکان و انرژی تعریف و تمجید کرد. مقررات فیزیک معمولا به طور ظریف، به لهجه ریاضی ذکر می شود.
در پیشرفتٔ فیزیک ولی، هم تست و هم تئوری نقش اساسی و مکملای داراهستند. تست در واقع مشاهدهی پدیده، زیر وضعیت حتی الامکان در اختیار گرفتن شدهاست. تئوری، فرموله کردن یک چهارچوب مفهومی واحد میباشد. درحالتی که که یک عقیده، به صورت قابل اعتمادی، حاصل آزمایشاتی که در ناحیهی کاربست پذیری آن عقیده میباشد را پیش گویی نماید، تبدیل به یک ضابطه فیزیکی میگردد. ولی حتی یک ضابطه فیزیکی نیز، در حالتیکه که آزمایشاتی آن را نقض نماید، همواره در معرض تغییر تحول، اصلاح یا این که محصور شدن به یک دامنهی محصورخیس میباشد.
غرض پایانی فیزیک، یافتن تیمی ضوابط یک دستای میباشد که در فواصل خرد زیراتمی (میکروسکوپی)، در بعد ها معاش روزانهی آدم (ماکروسکوپی) و تا بلندمرتبهترین فواصل (فواصل در بین کهکشانی)، بر ماده، تکان و انرژی حکم دهنده میباشد. این غرض بلندپروازانه تا به امروز تا حد متعددی پژوهشگر گردیده است. اگرچه هنوز یک عقیدهی تماما یکدستی فیزیکی به دست نیامده میباشد و احتمالا هیچگاه به دست نیاید، ولی تا به امروز تنی چند از ضوابط بنیادین فیزیک یافت گردیدهاست که قادرند همگی پدیدههای شناخته گردیده را توجیه نمایند. بدنهی فیزیک که تا اوایل قرن بیستم بسط یافت و به عنوان فیزیک کلاسیک شناخته میشود، در جنبش اشیای ماکروسکوپی که با سرعتی کمتر از سرعت فروغ جنبش مینمایند و همینطور پدیدههایی مثل گرما، صوت، الکتریسیته، مغناطیس و نوروفروغ، تا حد متعددی دارای اعتبار میباشد. گسترشهای فیزیک امروزی در نسبیت و مکانیک کوانتوم، مقررات فیزیک کلاسیک را به سیرتکاملای اصلاح مینماید کهاین مقررات، برای سرعتهای بالا، اجسام بسیار هنگفت و اجزای بنیادین تولید کنندهی ماده مانند الکترونها، پروتونها و نوترونها، قابل به کار گیری باشد.

از تکان ذرات خرد تا خلق و خوی کهکشانها