معرفی مختصر فلسفه فیزیک به لهجه بی آلایش این نوشتهیعلمی که با قضیه فلسفه فیزیک خواهد بود به شدت خلاصه گردیده تا از طاقت بیرون نباشد.زیرا دعوا فیزیک در فلسفه یه خرده متعدد میباشد و بسیار کامل و عظیم و هم برای نظارت آن ناگزیر بایستی سراغ تاریخ فیزیک در فلسفه هم رفت کهاین در حین قرون کوشش بزرگان دانش قدیم و نو لبریز بدیهی میباشد که قابل خلاصه شدن ،بی نقص وجود معلم خصوصی فیزیک در مشهد ندارد.
مثلا مفاهیم و سوال های بنیادین مثل محیط،فرصت،ماده و… هرکدام به صورت جدا از هم مباحثی کامل میطلبد .
دانش چیست؟
جواب این پرسش در گفتگوی معمولی شاید معمولی باشد،از جمله با بیان مثال هایی زیرا فیزیک،شیمی و زیست شناسی و…دانش میباشند و هنر و …دانش نیستند.ولی در حالتی که این سوال را از منظر فلسفی مطرح کنیم ،دیگر جواب بدین آسانی نخواهد بود.یکی شایع ترین جواب ها این میباشد که دانش یعنی تلاش در جهت آشنایی و حدس عالم و حادثه ها مرتبط با آن.
ولی پرسش آینده که مطرح می گردد این میباشد که تاریخ،طالع بینی،الهیات و…هم به طریقی همین تعریفوتمجید را دارا هستند.فلسفه دانش از همین نقاط شروع و پیرو اینها به مباحث خویش میپردازد .البته غرض ما در اینجا فلسفه فیزیک ، که از شاخه های فلسفه دانش میباشد،خواهد بود .
فلسفه و فیزیک
فیزیک فن ای میباشد بسیار در حدود فلسفه،از اینرو در فلسفه فیزیک خلال پرداختن به سوال های مهم و بنیادین در زمینه ی مباحث دانش فیزیک و هستی شناسی،به ارتباط فیزیک و فلسفه و همینطور تاریخ آنان نیز پرداخت میگردد.چراکه تاریخ این دانش(فیزیک قدیم و تازه ) با فلسفه در هم آمیخته میباشد و ریشه ی واحد داراهستند.
فیزیک و کیهانشناسی جواب به اصلی ترین سوال های هستی و کشف قانون ها آن با سیاق علمی میباشد که فقط تفاوتی که با فلسفه دارااست،،شیوه جواب بهاین سوال هاست.ولی این تفاوت دائمی وجود ندارد، به این دلیل که هم در فیزیک قدیم و هم فیزیک نو دو سوژه عملی و نظری مطرح میباشد و همواره ،بخصوص در جایگاه حیث سوال ها و ایده های فلسفی بر طبق با تحولات و علم وقت مطرح میگردد.
از سوی دیگر برخلاف بعضی نظرها و تعابیر غلط،که فلسفه را با نگرشی به فلسفه قدیم مینگرند، دستخوش تغییر تحول بوده ، ولی بدلیل اینکه در زمان تاریخ خویش،مکاتب بخش اعظمی را در خویش گنجاده ،،،به سو برداشت هایی منجرشده میباشد.به عبارت دیگر از آنجایی که در تاریخ مکاتب فلسفی ،،،خطاهای بسیار و عقاید بی شالوده حضور داشتند،ذهنیت برخی از معارضان در باب فلسف به عبارتی ایرادات بوده که خویش دیدگاهی نااگاهانه میباشد.
این بینش همچون این میباشد که ما خطاهای علم ها متعدد در حین تاریخ را به پای خویش دانش یا این که شیوه آن بگذاریم.دراین مورد حرف بسیار میباشد که مستلزم گستردن میباشد.البته همان طور که گفته شد ، در فلسفه فیزیک مهمترین نصیب ،،، تاریخ فیزیک و کیهانشناسی به یاروهمدم سوال های بنیادین در ارتباط آشنایی هستی، مانند؛مجال،،،دور و اطراف و ذرات میباشد که دستکم تازمانیکه به چیزی به نام “واقعیت مطلق” دست نیافته ایم ،،، همچنان سوال های فلسفی و علمی در راستای یکدیگر مطرح میباشند.
معرفی مختصر فلسفه فیزیک به لهجه بی آلایش این نوشتهیعلمی که با قضیه فلسفه فیزیک خواهد بود به شدت خلاصه گردیده تا از طاقت بیرون نباشد.زیرا دعوا فیزیک در فلسفه یه خرده متعدد میباشد و بسیار کامل و عظیم و هم برای نظارت آن ناگزیر بایستی سراغ تاریخ فیزیک در فلسفه هم رفت کهاین در حین قرون کوشش بزرگان دانش قدیم و نو لبریز بدیهی میباشد که قابل خلاصه شدن ،بی نقص وجود معلم خصوصی فیزیک در مشهد ندارد.
مثلا مفاهیم و سوال های بنیادین مثل محیط،فرصت،ماده و… هرکدام به صورت جدا از هم مباحثی کامل میطلبد .
دانش چیست؟
جواب این پرسش در گفتگوی معمولی شاید معمولی باشد،از جمله با بیان مثال هایی زیرا فیزیک،شیمی و زیست شناسی و…دانش میباشند و هنر و …دانش نیستند.ولی در حالتی که این سوال را از منظر فلسفی مطرح کنیم ،دیگر جواب بدین آسانی نخواهد بود.یکی شایع ترین جواب ها این میباشد که دانش یعنی تلاش در جهت آشنایی و حدس عالم و حادثه ها مرتبط با آن.
ولی پرسش آینده که مطرح می گردد این میباشد که تاریخ،طالع بینی،الهیات و…هم به طریقی همین تعریفوتمجید را دارا هستند.فلسفه دانش از همین نقاط شروع و پیرو اینها به مباحث خویش میپردازد .البته غرض ما در اینجا فلسفه فیزیک ، که از شاخه های فلسفه دانش میباشد،خواهد بود .
فلسفه و فیزیک
فیزیک فن ای میباشد بسیار در حدود فلسفه،از اینرو در فلسفه فیزیک خلال پرداختن به سوال های مهم و بنیادین در زمینه ی مباحث دانش فیزیک و هستی شناسی،به ارتباط فیزیک و فلسفه و همینطور تاریخ آنان نیز پرداخت میگردد.چراکه تاریخ این دانش(فیزیک قدیم و تازه ) با فلسفه در هم آمیخته میباشد و ریشه ی واحد داراهستند.
فیزیک و کیهانشناسی جواب به اصلی ترین سوال های هستی و کشف قانون ها آن با سیاق علمی میباشد که فقط تفاوتی که با فلسفه دارااست،،شیوه جواب بهاین سوال هاست.ولی این تفاوت دائمی وجود ندارد، به این دلیل که هم در فیزیک قدیم و هم فیزیک نو دو سوژه عملی و نظری مطرح میباشد و همواره ،بخصوص در جایگاه حیث سوال ها و ایده های فلسفی بر طبق با تحولات و علم وقت مطرح میگردد.
از سوی دیگر برخلاف بعضی نظرها و تعابیر غلط،که فلسفه را با نگرشی به فلسفه قدیم مینگرند، دستخوش تغییر تحول بوده ، ولی بدلیل اینکه در زمان تاریخ خویش،مکاتب بخش اعظمی را در خویش گنجاده ،،،به سو برداشت هایی منجرشده میباشد.به عبارت دیگر از آنجایی که در تاریخ مکاتب فلسفی ،،،خطاهای بسیار و عقاید بی شالوده حضور داشتند،ذهنیت برخی از معارضان در باب فلسف به عبارتی ایرادات بوده که خویش دیدگاهی نااگاهانه میباشد.
این بینش همچون این میباشد که ما خطاهای علم ها متعدد در حین تاریخ را به پای خویش دانش یا این که شیوه آن بگذاریم.دراین مورد حرف بسیار میباشد که مستلزم گستردن میباشد.البته همان طور که گفته شد ، در فلسفه فیزیک مهمترین نصیب ،،، تاریخ فیزیک و کیهانشناسی به یاروهمدم سوال های بنیادین در ارتباط آشنایی هستی، مانند؛مجال،،،دور و اطراف و ذرات میباشد که دستکم تازمانیکه به چیزی به نام “واقعیت مطلق” دست نیافته ایم ،،، همچنان سوال های فلسفی و علمی در راستای یکدیگر مطرح میباشند.

از تکان ذرات خرد تا خلق و خوی کهکشانها